با گذشت يك ماه از محاصره كامل غزه و بسته شدن هشت گذرگاه ورودى آن به دست ارتش اسرائيل و ممانعت نيروهاى تل آويو از ورود كاميون هاى حامل موادغذايى، سوخت و دارو به نوار غزه دو سؤال اساسى ذهن آزادانديشان در جامعه جهانى بخصوص جهان اسلام را به خود مشغول كرده است. سؤال نخست اين كه چگونه رژيمى در هزاره سوم كه عصر سازمان هاى بين المللى، عصر بيدارى افكار عمومى جهانى در برابر تجاوزات و ظلم ها و همچنين عصر انفجار اطلاعات ناميده شده است به خود اجازه مى دهد ۱/۵ ميليون انسان را در محاصره كامل قرار دهد چگونه ممكن است رژيمى كه برخى قدرت هاى غربى تلاش مى كنند آن را نماد دموكراسى در خاورميانه معرفى كنند، به خود اين اجازه را مى دهد به رغم تأكيد معاهدات و كنوانسيون هاى بين المللى بويژه كنوانسيون هاى چهارگانه ژنو مبنى بر احترام به حقوق غيرنظاميان در مخاصمات و همچنين مستنثنى شدن اقلام غذايى و دارويى حتى در قطعنامه هاى شوراى امنيت، از ورود محموله هاى غذا، دارو و سوخت براى ساكنان غزه ممانعت به عمل آورد و سؤال دوم اين كه چطور ممكن است سران برخى دولت هاى عربى نظير مصر كه خود از كشورهاى كليدى عضو سازمان كنفرانس اسلامى و اتحاديه عرب محسوب مى شوند، چشمان خود را بر اين فاجعه انسانى در حال وقوع بسته اند؛ حتى ابوالغيظ وزير خارجه مصر به خود جسارت مى دهد و مى گويد: «هر فلسطينى ساكن غزه كه به گذرگاه رفح در مرز ميان مصر و غزه نزديك شود پايش شكسته خواهد شد »
پاسخ به اين دو سؤال چندان پيچيده نيست چرا كه در مورد سؤال اول همگان در جامعه جهانى با مرورى بر كارنامه تاريك و پر از جنايت رژيم نامشروع اسرائيل در نقض مقررات بين المللى و همچنين حمايت هاى امريكا از اين رژيم به خوبى مى دانند كه اولاً از رژيم صهيونيستى نبايد انتظار احترام به حقوق بشر را داشت و ثانياً در جايى كه در پرونده حامى پر و پا قرص آن يعنى امريكا فجايعى نظير زندان ابوغريب و گوانتانامو ثبت شده است، پس محاصره نوار غزه حركتى كاملاً عادى براى تل آويو محسوب خواهد شد.
در مورد پرسش دوم اما قضيه پيچيده تر است چرا كه رفتار دولت مصر و حتى ممانعت از حركت كاروان كمك هاى انسان دوستانه وكلا و روزنامه نگاران مصرى به سمت نوار غزه، قاهره را با پارادوكسى جدى روبه رو ساخته است. البته اين تناقض ممكن است بيشتر نزد افكار عمومى مصر و جهان اسلام وجود داشته باشد چرا كه دولت مصر با تصميم جدى براى بسته نگاه داشتن گذرگاه رفح به پارادوكس موجود پايان داده و عملاً همراهى با سياست هاى تل آويو را برگزيده است و بدين ترتيب با ناديده گرفتن درد و رنجى كه اين روزها مردم غزه تحمل مى كنند، سعى مى كند در همان مسيرى حركت نمايد كه امريكا و اسرائيل مى خواهند و از اين روست كه به درخواست هاى مكرر ساكنين غزه و دولتمردان فلسطين وقعى نمى نهد. بدين ترتيب ملاحظه مى شود كه اسرائيل و مصر تكليف خود را روشن ساخته اند و نشان داده اند كه در نگاه ماكياوليستى آنها همچنان هدف وسيله را توجيه مى كند اما در اين ميان تكليف سازمان هاى جهانى بويژه سازمان هاى اسلامى چيست به نظر مى رسد با تداوم محاصره غزه (هر چند ارتش اسرائيل مدتى پيش در حركتى قطره چكانى به ۴۵ كاميون حامل موادغذايى و سوخت مجوز ورود به غزه را داده است) بى تفاوتى سازمان كنفرانس اسلامى و اتحاديه عرب توجيه ندارد؛ چرا كه جهان اسلام آن هم در شرايط برگزارى مناسك عظيم حج ابراهيمى و تجمع بيش از ۲ ميليون زائر خانه خدا در مكه مكرمه ادامه وضع موجود را به منزله لكه ننگى براى جامعه بشرى مى دانند كه هر چه سريع تر براى پاك كردن آن بايد چاره انديشى شود و در چنين شرايطى همه چشم ها به تحرك و برخورد جدى كشورهاى اسلامى دوخته شده است؛ براستى اما آيا موج بيدارى اسلامى آنقدر نيرومند شده است كه بتواند چشمان بسته برخى دول محافظه كار اسلامى را باز كرده و آنها را به تصميم گيرى در قبال جنايت ضدبشرى اسرائيل عليه مردم غزه وادارد؟
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 18:1 توسط سام آزدو
|